تاریخ ادبیات معاصر ایران تنها توسط نامهای بزرگ و جریانساز ساخته نشده است. در حاشیه این تاریخ، نویسندگان، شاعران و مترجمانی حضور داشتهاند که هرچند در روزگار خود شناخته شده بودند، اما به تدریج از حافظه عمومی و حتا از بسیاری از روایتهای رسمی ادبیات ایران کنار گذاشته شدند. فریدون کار یکی از همین چهرههاست؛ […]
تاریخ ادبیات معاصر ایران تنها توسط نامهای بزرگ و جریانساز ساخته نشده است. در حاشیه این تاریخ، نویسندگان، شاعران و مترجمانی حضور داشتهاند که هرچند در روزگار خود شناخته شده بودند، اما به تدریج از حافظه عمومی و حتا از بسیاری از روایتهای رسمی ادبیات ایران کنار گذاشته شدند. فریدون کار یکی از همین چهرههاست؛ نویسنده، شاعر، مترجم و پژوهشگری که در اهواز متولد شد و بخشی از عمر خود را صرف فعالیتهای ادبی و فرهنگی کرد، اما امروز نام او برای بسیاری از مخاطبان ادبیات معاصر ناآشناست.
“فریدون کار خیران” در سال ۱۳۰۷ خورشیدی در اهواز به دنیا آمد؛ شهری که در نیمه نخست قرن چهاردهم خورشیدی، همزمان با توسعه صنعت نفت و شکلگیری طبقه جدید کارمندان، متخصصان و روشنفکران، به یکی از مراکز مهم تحولات اجتماعی و فرهنگی جنوب ایران تبدیل شده بود. رشد در چنین فضایی بیتردید در شکلگیری افق فکری او بیتأثیر نبود. نسلی که فریدون کار به آن تعلق داشت، نسلی بود که میان سنت و تجدد، ادبیات و اندیشه، و میان هویت ایرانی و مواجهه با جهان مدرن در رفتوآمد بود.
فعالیت ادبی “فریدون کار” در دورهای شکل گرفت که ادبیات ایران در حال تجربه تحولات بنیادین بود. دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ را میتوان از مهمترین دورههای تحول شعر و نثر فارسی دانست؛ دورهای که شاعران و نویسندگان جوان در جستوجوی زبان و بیان تازه بودند و ترجمه نیز به یکی از مهمترین ابزارهای انتقال اندیشههای نو تبدیل شده بود. فریدون کار در چنین فضایی کوشید میان ادبیات خلاقه و پژوهشهای فکری پلی برقرار کند.
بخش مهمی از فعالیتهای او به حوزه ترجمه و تألیف آثار فلسفی اختصاص داشت. در روزگاری که منابع فارسی درباره فلسفه یونان باستان محدود بود، او آثاری همچون «قدیمیترین مکاتب فلسفی یونان» و «فلسفه کهن یونان؛ دوره پیش از سقراط» را منتشر کرد. اهمیت این آثار را باید در شرایط زمان انتشار آنها سنجید. در دهههایی که دسترسی به منابع دانشگاهی گسترده نبود، چنین کتابهایی نقش مهمی در آشنایی نسل جوان با ریشههای اندیشه فلسفی غرب ایفا میکردند.
انتخاب فلسفه یونان به عنوان موضوع پژوهش نیز نشاندهنده گرایش فکری نویسنده است. بسیاری از روشنفکران ایرانی آن دوره، شناخت تمدن جدید غرب را بدون شناخت مبانی فلسفی آن ممکن نمیدانستند.
از این منظر، آثار فریدون کار را میتوان بخشی از تلاش گسترده روشنفکران ایرانی برای معرفی تاریخ اندیشه و فلسفه به زبان فارسی دانست؛ تلاشی که بعدها توسط مترجمان و پژوهشگران دانشگاهی ادامه یافت.
در کنار فعالیتهای پژوهشی، فریدون کار در عرصه ادبیات داستانی و شعر نیز حضور داشت. آثاری همچون «فرشته خواب»، «اشک و بوسه» و «نامادری ظالم» بخشی از کارنامه ادبی او را تشکیل میدهند. هرچند این آثار امروز کمتر در دسترس هستند و بسیاری از آنها تجدید چاپ نشدهاند، اما وجود چنین آثاری نشان میدهد که او تنها به ترجمه و پژوهش محدود نبود و ادبیات را به عنوان عرصهای مستقل دنبال میکرد.
یکی دیگر از ابعاد فعالیت او، ترجمه آثار ادبی جهان بود. نام فریدون کار در میان مترجمان فارسی رمان مشهور «ربهکا» اثر دافنه دوموریه نیز دیده میشود. ترجمه ادبیات جهان در دهههای میانی قرن گذشته، یکی از مهمترین مسیرهای آشنایی جامعه ایران با جریانهای فکری و ادبی بینالمللی بود و مترجمان در عمل نقش واسطههای فرهنگی را بر عهده داشتند. فریدون کار نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
فریدون کار در دهه ی ۱۳۲۰ خورشیدی، قسمتهایی از کتاب «غلط ننویسیم» را با نام مستعار «علامه» در مجله سپید و سیاه به چاپ رساند. این کتاب که نخستین اثر جدی درباره دشواریهای نگارش فارسی به شمار میرفت، در دایرهالمعارف ایران و جهان (چاپ امیرکبیر ۱۳۵۲) با نام فریدون کار بهعنوان نویسنده ثبت شده است. چاپ مطالبش در مجله سپید و سیاه مورد تأیید بسیاری از ادبا از جمله سعید نفیسی قرار گرفت، تا جایی که نفیسی او را بسیار ستود و مقدمهای بر کتاب گرانبهایش نوشت.
در خصوص این کتاب، پیش از این، نگارنده در یادداشتی جداگانه متن کوتاه دیگری نوشتم که همین جا به ضرورت به متن فعلی افزوده می شود.
نخستین کتابی که با عنوان غلط ننویسم بهزبان فارسی منتشر شده، کتابی بوده با همین عنوان که فریدون کار نوشته. چاپ نخست آن در سال ۱۳۳۳ انتشار مییابد و با فاصلهای یکساله، ویراست دوم آن با حجمی بهمراتب بیشتر از چاپ اول به بازار میآید. بخش عمدهی داوریهای کار دربارهی غلطهای زبانی، پیش از آن در شمارههای مختلف مجلهی سپید و سیاه و با امضای مستعار «علامه» منتشر شده بوده است و سپس بهشکلی منسجم در قالب این کتاب تدوین میشود.
پیش از شروع مطالب اصلی و در آغاز کتاب، سه مقدمه وجود دارد. نخستین مقدمه، یادداشتی بهنسبت کوتاه است از سعید نفیسی و مهر تأییدی بر داوریهای فریدونِ کار در باب درست و غلط. لحن نفیسی در این نوشتار سخت گزنده و تند است و به کسانی که غلط میگویند و غلط مینویسند و نیز به فراگیرشدگی این غلطها بهشدت میتازد. نفیسی که خود در این زمینه صاحبنظر است، حدود یک دهه پس از منتشر شدن این کتاب، در رادیو ایران حاضر میشود و در سلسلهبرنامههایی با عنوان در مکتب استاد نکتههایی در اینخصوص بیان میکند. چندی بعد هم متن گفتههای او در این برنامه با همان عنوان بهصورت کتاب منتشر میشود.
مقدمهی دوم، یادداشت کمابیش مفصلی است از محمد زُهَری. وی در این نوشته اشاره میکند که خود به بسیاری از موضوعاتی که در این مجموعه گرد آمده، اندیشیده و در فکر انتشارش بوده است؛ اما پس از دیدن این اثر، میبیند که عمدهی نکتههایی که در نظر داشته، گفته شده و از همینرو از نشر کتابی جداگانه در این خصوص منصرف میشود و پارهای از یادداشتهایش دراینباره را در اختیار فریدون کار میگذارد تا آنها را در کتابش بگنجاند. زهری در این پیشگفتار با بیانی عالمانه و نکتهسنجانه نخست به بیان پارهای نکتهها درخصوص تاریخ زبان و تغییرات آن در طول زمان میپردازد و سپس برخی از دستکاریهای ایرانیها را در واژههای وامگرفتهی عربی در فارسی برمیشمارد و آن را کاری طبیعی و درست میانگارد. بعد از آن، دو سنجه برای تشخیص درست و غلط در زبان بهدست میدهد: ۱. زبان زندهی معاصر؛ ۲. آثار کهن. سپس از میان این دو، بنا به توضیحاتی که پیشازاین داده، اصل را بر زبانِ زنده و پویای مردم میگذارد. نکتهی جالب اینکه زهری در قسمتی از این پیشگفتار ضمن اشاره به خطاهای زبانیِ موجود در متنهای گذشتگان، در اعتبار بیچون و چرایی که کسانی برای اینگونه آثار قائلاند، تردید میافکند: «زبان و تلفظ سالم امروزی […] ارجح و اصح است؛ زیرا بهطوری که در پیش سخن رفت، زبانْ تکامل یافته و بنا بر مقتضیات، تغییراتی در آن روی داده تا امروز بهدست ما رسیده است. لذا استعمال کهن نمیتواند برای ما حجت استعمال در امروز باشد» . با وجود تمام این نکتهسنجیها و نظرهای صائب دربارهی ذاتِ تغییرپذیر زبان، مشاهده میشود که بسیاری از حکمهایی که در ادامه داده شده، بدون توجه به این اصل اساسی صورت گرفته و خطاهایی ازایندست در چندین جا بهچشم میخورد. نکتهی دیگری که در این یادداشت از آن سخن رفته، این است که در این کتاب صرفن به توضیح خطاهای زبانی در سطح واژهها بسنده و از پرداختن به خطاهای زبانی در سطح جمله صرفنظر شده است.
مقدمهی سوم، مقدمهی خودِ نویسنده است که از آن دو تای قبلی کوتاهتر است. فریدون کار در این دیباچه به ماجرای شکلگیری این اثر اشارهای گذرا میکند و راهنمایان خود را معرفی مینماید: ابراهیم پورداوود، سعید نفیسی، صبحی مهتدی، سرهنگ جلیل بزرگمهر، محمد زهری. در پایان مقدمه نیز فهرستی از منابع خود را در تدوین این کتاب ذکر میکند.
آنطور که از این سه مقدمه برمیآید، این کتاب فقط حاصل زحمتهای نویسندهاش نیست و بهنوعی گردآوری دیدگاههای دیگران نیز بهشمار میآید. رویهمرفته، مطلبهای آن در چند دسته میگنجد که همه لزومن درحوزهی «غلطها» نیست:
خطاهای املایی؛ خطاهای تلفظی؛ خطاهای مربوط به کاربرد نادرست واژهها؛ توضیح درباب ریشهی برخی کلمهها.
ساختار کتاب غلط ننویسمِ کار دقیقن با ساختار غلط ننویسمِ نجفی برابری میکند. هر دو بهترتیب الفبایی سامانبندی شدهاند و معیارهای شناخت درست و غلط نیز تااندازهای در هر دو یکسان است. البته غلط ننویسمی که نجفی سیوچند سال پس از این کتاب منتشر میکند، بسیار بسیار سنجیدهتر و پرمایهتر است و توضیحات مفصلتری در آن داده شده است. همچنین نجفی برخلافِ کار، تا اندازهای به خطاهای ساختاری جملهها نیز میپردازد؛ گرچه هنوز محور اصلی کتابش درست و غلط در سطح واژهها است. بااینحال، عجیب است که او با اینکه اینهمه تحتتأثیر این کتاب و ساختارش است و حتا عنوان اثر خود را عینن از آن گرفته، در هیچجا از آن و نویسندهاش یادی نمیکند! به عکس فریدون کار که در زمان انتشار کتاب از همه ی کسانی که در هر میزانی تاثیری بر روند انتشار غلط ننویسم ش گذاشتند به نیکی یاد می کند!
در دهه سی، پرویز شاپور همسر فروغ فرخزاد به ضرورت کاری به اهواز نقل مکان کرد و در همین دوره بود که فریدون کار و فروغ با هم آشنا شدند. سرودههای فروغ مورد پذیرش فریدون کار قرار گرفت و این دو تصمیم گرفتند با همکاری یکدیگر آن را در تهران به چاپ برسانند. پرویز شاپور که مرد شکاکی بود، از ملاقات همسرش با فریدون کار و چند شاعر معاصر دیگر ناخشنود به نظر میرسید.
دکتر علی بهزادی، مدیر مجله سپید و سیاه، روزی را به یاد میآورد که فریدون کار، شاعر نوپرداز جوان، همراه با فروغ فرخزاد که تازه از اهواز آمده بود، به دفتر فروشگاه امیرکبیر آمد و او را برای چاپ کتاب شعر «اسیر» معرفی کرد.
فریدون کار از معدود کسانی بود که هم در شعر نو فعال بود، هم در پژوهش زبانی، و هم در کشف و حمایت از استعدادهای ادبی. با این حال، به دلایلی که چندان روشن نیست، نامش در تاریخ ادبیات معاصر ایران در حاشیه ماند. از آثار او جزوههایی در دست بوده که در آنها به دقایق زبانی مانند تفاوت میان «جزء» و «جزو» پرداخته بود.
به صورت جسته و گریخته در جُنگ ها و نشریات جدی ادبی پیش از انقلاب، مانند جهان نو، سپید و سیاه، کاویان، فردوسی، علم و زندگی، اندیشه و هنر، نبرد زندگی، روشنفکر، اطلاعات هفتگی، تهران مصور، آژنگ، پست تهران، اتحاد ملل ووو شعرهایی از فریدون کار نیز به چشم می خورد.
با وجود این فعالیتها، نام او هرگز به اندازه برخی همنسلانش مطرح نشد. بخشی از این موضوع به ساختار حافظه فرهنگی ایران بازمیگردد؛ حافظهای که معمولن بر تعداد محدودی از چهرههای شاخص متمرکز میشود و بسیاری از فعالان فرهنگی را به حاشیه میراند. در نتیجه، گروهی از نویسندگان و مترجمان که در شکلگیری فضای فرهنگی دوران خود سهم داشتهاند، به تدریج از روایتهای غالب حذف میشوند.
فریدون کار همچنین از منظر خانوادگی نیز در محیطی فرهنگی رشد کرده بود. او برادر مهرانگیز کار، حقوقدان و فعال شناختهشده حقوق زنان ایران، بود. این نسبت خانوادگی نشان میدهد که خانواده ی کار در شکلگیری بخشی از جریانهای فکری و فرهنگی معاصر ایران نقش داشتهاند؛ هرچند مسیر حرفهای هر یک از اعضای این خانواده متفاوت بوده است.
امروز که سخن از تاریخ فرهنگی خوزستان و بهویژه اهواز به میان میآید، معمولن نامهای محدودی مورد توجه قرار میگیرند. در حالی که بازخوانی زندگی و آثار چهرههایی چون فریدون کار میتواند تصویری کاملتر از تحولات فرهنگی جنوب ایران ارائه دهد. او نماینده نسلی از روشنفکران شهرستانی بود که خارج از مرکز سیاسی و فرهنگی کشور فعالیت میکردند، اما در عین حال با جریانهای اصلی ادبی و فکری زمانه خود ارتباط داشتند.
فریدون کار به گواه دوستان ش عاشق پیشه بود. تصمیمات ناگهانی و بنیان برافکن می گرفت و در دومین سفرش به انگلستان در میانه ی دهه ی چهل برای همیشه در غربت ماندگار شد تا زمان مرگ ناگزیر. اتفاقی که چرایی اش را کمتر کسی می داند.
او پس از مهاجرت دیگر کمتر سراغ ادبیات خلاقه رفت و مثل صادق چوبک نامش در همان آثار منتشر شده در ایران خلاصه شد.
فریدون کار در سال ۱۳۸۲ در انگلستان چشم از جهان فروبست. با این حال، اهمیت او صرفن در آثار منتشرشدهاش خلاصه نمیشود. زندگی و کارنامه او یادآور این واقعیت است که تاریخ ادبیات تنها تاریخ ستارگان مشهور نیست؛ بلکه تاریخ شبکهای گسترده از نویسندگان، مترجمان و پژوهشگرانی است که هر یک سهمی در شکلگیری فرهنگ معاصر داشتهاند. احیای نام این چهرهها، صرفن ادای دین به یک فرد تلقی نمی شود، بلکه تلاشی برای بازسازی دقیقتر حافظه ی فرهنگی ایران است.
شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که پژوهشگران ادبیات و تاریخ فرهنگی خوزستان، با بازخوانی آثار و اسناد باقیمانده از فریدون کار، جایگاه واقعی او را در تاریخ روشنفکری جنوب ایران مورد ارزیابی قرار دهند؛ جایگاهی که به نظر میرسد بسیار فراتر از میزان توجهی است که تاکنون به آن شده است.
از دیگر آثار او می توان به این کتاب ها اشاره کرد:
تلخ (مجموعه شعر)
فلسفه کهن یونان: دوره پیش از سقراط
قدیمیترین مکاتب فلسفی یونان
اشک و بوسه (مجموعه شعر)
آرزوی جنوب
آئینه پریان
انشا و نامهنگاری برای عموم
بینوایان (ترجمه)
پرنده شیرین جوانی، تنسی ویلیامز ، ترجمه
پینوکیو (ترجمه )
افسانه های زیبای فرشته خواب (ترجمه)
- نویسنده : شهرام گراوندی





















Thursday, 11 June , 2026