پاسخگو نبودن نمایندگان و دیگر مسوولان به وعده ها و شعارهایشان و بی توجهی به مسائل کلان استان، نظیر امنیت اجتماعی، وفور اسلحه ی غیرقانونی در اختیار مردم، پیشه های مزاحم شهری، ویرانی زیرساخت ها نظیر آسفالت و سیستم جامع دفع فاضلاب، بی توجهی محض به فضای سبز و از بین بردن همین تعداد نازل درخت و فضای سبز شهری و از این دست مشکلات؛ روز به روز چهره ی خوزستان را فرتوت تر و تباه تر از قبل ترسیم می کند.

بررسی وضعیت توسعه خوزستان به دلیل شمار چشمگیر مشکلات و کاستی ها و محرومیتها کاری بس دشوار است. گفتن از امکانات فراوان خوزستان ، از منابع غنی زیرزمینی تا موقعیت ممتاز جغرافیایی و اعتبارات قابل توجه و نزدیکی به مرزهایی که از طریق صادرات و واردات می تواند موجب شکوفایی سرزمینی و رفع فقر بشود، امری بیهوده است. کمبود نیروی انسانی متخصص و نبود تشکیلات فراگیر و مفید و عدم شناسایی و تشویق و هدایت تحصیلکرده گان و شایستگان اقوام و مدیریت کارآمد ، خوزستان را از قافله توسعه به عقب رانده است.
مفهومی به نام مدیریت تخصصی به هیچ انگاشته می شود و ناپیوستگی در مسائل اساسی هر روز بیش از پیش استان را دچار ضعف و تزلزل و بی ثباتی کرده است.
ابعاد مختلف فقدان نیروهای آموزش دیده حرفه ای اعم از نیروهای مدیریتی اجرایی عملیاتی و خدماتی در خوزستان سالهاست که به مجالس و محافل گوناگون راه یافته اما متاسفانه بدلیل جناح بندیهای سیاسی و قومی در حد تئوری و فرضیه و اظهار نظر باقی مانده است و قابلیت اجرایی نمی یابد. چهره های کارآمد و مفید، به محض فراهم آمدن امکان مهاجرت به مناطق خوش آب و هوا و مرفه، و یا با کمترین پیشنهاد از دیگر شهرها و استان ها، خوزستان را ترک می کنند؛ و استان خوزستان در یک چرخه ی معیوب و به شدت تکراری، یا در دست چهره های هزاربار امتحان پس داده و مردود و ضعیف پاسکاری می شود؛ و یا اگر از خارج از استان، مدیر یا مدیرانی وارد می شوند، بجز چند استثنای انگشت شمار، همه از مدیران رده ی پایین و ناشی و ضعیف دیگر مناطق و استان ها هستند. علاوه بر این تغییر و تحولات در سیستم مدیریتی و مجموعه انتصابات غیرحرفه ای بدون توجه به رتبه و درجه و میزان تحصیلات و سواد مرتبط کارشناسی، مدیریت استان را به شدت اسیب پذیر و فشل کرده است. این روند مخرب با دید ضعیف و تدبیرناکارآمد درحذف مدیران باتجربه و شایسته همچنان ادامه دارد و افراد ناتوان که به علت بی تجربگی در مدیریت، اعتماد به نفس و شهامت کافی را درمواجهه با مسائل ندارند و براساس سهم خواهی های سیاسی و قومی رشد کرده اند، هر روز یک اتفاق شوم و تلخ را برای خوزستان رقم می زنند.
پاسخگو نبودن نمایندگان و دیگر مسوولان به وعده ها و شعارهایشان و بی توجهی به مسائل کلان استان، نظیر امنیت اجتماعی، وفور اسلحه ی غیرقانونی در اختیار مردم، پیشه های مزاحم شهری، ویرانی زیرساخت ها نظیر آسفالت و سیستم جامع دفع فاضلاب، بی توجهی محض به فضای سبز و از بین بردن همین تعداد نازل درخت و فضای سبز شهری و از این دست مشکلات؛ روز به روز چهره ی خوزستان را فرتوت تر و تباه تر از قبل ترسیم می کند.
منفعت طلبی و مصلحت اندیشی مدیران و مسوولان و نمایندگان استان سبب شده دیدگاه سیستمی در سازمانها وجود نداشته باشد و تغییرات براساس روابط صورت گیرد. ارتقای توانمندی و ایجاد شرایط لازم برای پایداری و ماندگاری توسعه در حد تعارفات معمول باقی مانده است و به دلیل عدم درک عمیق از اهمیت نقش مدیریت در برنامه ریزی ؛ کمترین مدیر مقتدر و باهوش و با کیاستی مجال رشد و خدمت پیدا می کند.
انبوه مدیران میانی ضعیف و فاقد تجربه در بدنه ی استانداری خوزستان، همراه با استانداری که فاقد کمترین تحرک و پویایی و اقتدار است؛ نماد و شاخص علنی ناکارآمد بودن فقدان توسعه و نگاه سیستماتیک و تحول خواه مدیریتی در سراسر خوزستان و در جمیع سازمان ها و نهادها و شرکت های ریز و درشت است. با این اوصاف، اتلاف سرمایه ها و منابع طبیعی خوزستان امری است بدیهی! رودخانه کارون و تالابهای استان را سخت آلوده اند. ناامنی شغلی و وفور بیکاری ، ناامنی اجتماعی را تولید کرده است. مشکلات شهری روز به روز افزایش می یابد و آتش بحران شهری را شعله ورتر کرده و آثار آن بصورت افزایش قیمت مسکن، ویرانی اقتصاد خانواده و از هم پاشیدن محیط زندگی خانواده ها، افزایش مراجعه به محاکم قضایی، افزایش سرقت و دزدی و غیره و غیره نمود یافته است.
کیفیت نازل زندگی شهری بر پایه ی شاخصهای اجتماعی شامل امنیت عمومی، فضاهای اوقات فراغت، فضای سبز و مناظر شهری، شاخصهای اقتصادی مانند قدرت خرید، ارزش زمین مسکونی و تامین منابع اولیه و شاخصهای ارتباطی و حمل و نقل مانند وسایل ارتباطات، وسایل حمل و نقل عمومی، جریان ترافیک و رضایت از سفرهای درون شهری از بی توجهی و ضعف مدیران شهری ناشی می شود.
بازگویی اندکی از معضلات خوزستان بسادگی بیانگر این موضوع است که خوزستان و خوزستانی ها شامل همه ی اقوام آن، قربانیان کشمکش ها و جناح بندیهای سیاسی و قومی درعزل و نصب مدیران هستند. در حالیکه دنیا به شدت در مسیر ارتقای توانمندی و پایداری سازمانهای حرفه ای و سالم سازی محیط های کاری و قرار گرفتن در مسیرتوسعه پایدار گام بر می دارد و حتا در استان هایی نظیر فارس و اصفهان و دیگر مناطق ، رشد توسعه و میزان رضامندی شهروندان هر روز افزایش می یابد، با نگاهی به پدیده ی مهاجر فرستی خوزستان، بخشی از ابعاد عمیق و دردناک بی لیاقتی و ضعف مسوولان خوزستان بدون هیچ کنکاشی به چشم می آید.
توسعه خوزستان بجز توسعه ی نگاه فراگیر شایسته سالاری و به کارگیری نیروهای متفاوت سیاسی و اقتصادی شایسته و دلسوز و کنار نهادن افراد قوم گرایی که از آب هم کره می گیرند و هر فرصتی را تبدیل به فرصتی قومی می کنند، امکان پذیر نیست.

 

………………………..

عکس: جابر احمدی

  • نویسنده : ✍️ شهرام گراوندی