هرساله یکم آبان روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی ، مورخ و نویسنده برجسته ایرانی، جشن گرفته میشود. ابوالفضل بیهقی به خاطر نوشتن تاریخ بیهقی، که از مهمترین آثار تاریخی ایران به شمار میرود، شهرت دارد. این کتاب شرح حال سلاطین غزنوی و وقایع زمانهاش را به تصویر میکشد و به خاطر سبک روایی و زیبایی ادبیاش مورد تحسین بسیاری قرار گرفته است. روز بزرگداشت بیهقی فرصتی است برای پاسداشت زندگی و دستاوردهای او در حوزه تاریخنگاری و ادب فارسی.
شایسته است روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی، به دلیل فقدان روزی در تقویم ایرانی برای پاسداشت روز روزنامهنگار ( و نه خبرنگار! ) ، به نام روز روزنامهنگار نیز مزیّن شود.
چرا که بیهقی در شمایل نخستین روزنامهنگار حرفهای، زیباترین سبک نگارش و زاویه دید را در روایت رخدادهای روزگار خودش به زیور طبع آراست؛ و برای همیشه جاودان کرد.
ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (زاده ۳۷۰ ه. ش. ۹۹۵ در روستای حارثآباد بیهق در نزدیکی سبزوار، درگذشته ۴۵۶ ه. ش ۱۰۷۷ در غزنین) مورخ و نویسنده معروف ایرانی در دربار غزنوی است.
تاریخ بیهقی یکی از بی نظیرترین منابع تاریخی است که از نظر علم جغرافیا نیز منبعی ارزشمند به شمار می آید.
بیهقی پس از درگذشت مشکان از کاردانی و رنج سی ساله استاد خود در کار دیوانی یاد میکند. روح آزاده و سرکش بیهقی همچون هر روزنامه نگار راستین دیگری ، از تن دادن به کار دیوانی و دفتری و اداری گریزان بود و بارها از ناچاری و مشقت تن دادن به این امور و رنجی که می کشید یاد می کند! آلام و رنج های بیهقی گویا شرح حال آلام و رنج های هر روزنامه نگار شریفی است در تمام اعصار و تاریخ ایرانی و بلکه سراسر جهان!
تاریخ بیهقی، نمودار جامع و کم نظیری از اوضاع و احوال غزنویان هم محسوب میشود. کمتر پدیدهای از زندگی مردم آن دوره میتوان یافت که از دید تیزبین مؤلف این کتاب پنهان مانده باشد.
تاریخ بیهقی را میتوان آیینه ی روزگار غزنویان و بخشهای شرقی ایران در روزگار آنان دانست. این تاریخ یک اثر عمومی است. تاریخ بیهقی با نثری شکوهمند که واجد تمثیلات و تعبیرات بلیغ و زیباست؛ و از استشهاد به تاریخ و قصه ؛ و نیز از آفرینش واژه ها و ترکیبات بدیع و استفاده طبیعی و غیر متکلفانه از لغات و جمع مکسر و گاهی هم عبارات عربی و حذف افعال و حتا گاهی قسمتی از یک عبارات به قرینه، بنا به اقتضای بلاغت کلام؛ و زیبایی و خوش آهنگی کلام بهره ور است؛ همچون نگینی در تاریخ ادبیات فارسی می درخشد.
به باور نگارنده، مقام تاریخ بیهقی در نثر ، هم نواخت با شاهنامه در نظم است. وقتی بیهقی به توصیف دقیق و جذاب وضعیت ظاهری و باطنی افراد می پردازد، از آن رو که با شخصیت های واقعی تاریخی مواجهیم؛ مورخ از مقام مورخ فراتر می رود و در جایگاه یک روانشناس و جامعه شناس متخصص به بررسی افراد و محیط پیرامونش می پردازد.
نسخه کامل این تاریخ در اصل سی مجلد بوده که امروز فقط شش جلد آن بر جای مانده است. مطالب باقی مانده بیشتر در بردارنده حوادث روزگار غزنویان به ویژه دوره ی سلطان مسعود است و درست به همین علت است که تاریخ بیهقی را “تاریخ مسعودی” هم مینامند. این مجموعه غنی در برگیرنده ی رخدادهای پادشاهی مسعود، فرزند سلطان محمود، است که پس از پدر، بر اورنگ پادشاهی غزنین نشست. این اثر برخی فصلها و دورههای تاریخی را در نهایت دقت و با حفظ اصول روزنامه نگاری توضیح میدهد، ازجمله: جنگ سلطان مسعود با ترکمانان و شکست وی در جنگ دندانقان، بر تخت نشستن طغرل، تعریف ولایت خوارزم و بیان تاریخ آن از انقراض آل مامون تا افتادن به دست سلطان محمود و حکمرانی آلتونتاش حاجب در آل سامان تا چیرگی سلجوقیان بر این خطه.
مجلد ششم از بخش ۲۶ تا ۲۸ تاریخ بیهقی، موصوف به ” ذکر بر دار کردن حسنک، یکی از شهره ترین گزارش هایی است که همه گان در سراسر ایران فرهنگی ( یعنی هم کشورهای فارسی زبان و هم تمام ایرانیانی که در سراسر جهان پراکنده اند و به ادبیات و تاریخ و ایران علاقمندند ) را هر بار با هر خوانش تازه ، به وجد می آورد و متاثر می کند.
” … بو سهل و قوم از پای دار بازگشتند و حسنک تنها ماند، چنانکه تنها آمده بود از شکم مادر. و پس از آن شنیدم از بو الحسن حربلی که دوست من بود و از مختصّان بو سهل، که یک روز شراب میخورد و با وی بودم، مجلسی نیکو آراسته و غلامان بسیار ایستاده و مطربان همه خوش آواز. در آن میان فرموده بود تا سر حسنک پنهان از ما آورده بودند و بداشته در طبقی با مکبّه . پس گفت:
نوباوه آوردهاند، از آن بخوریم . همگان گفتند: خوریم. گفت: بیارید. آن طبق بیاوردند و ازو مکبّه برداشتند. چون سر حسنک را بدیدیم همگان متحیّر شدیم و من از حال بشدم. و بو سهل بخندید، و باتّفاق شراب در دست داشت، ببوستان ریخت، و سر باز بردند. و من در خلوت دیگر روز او را بسیار ملامت کردم، گفت: «ای بو الحسن، تو مردی مرغ دلی، سر دشمنان چنین باید.» و این حدیث فاش شد و همگان او را بسیار ملامت کردند بدین حدیث و لعنت کردند. و آن روز که حسنک را بر دار کردند، استادم بو نصر روزه بنگشاد و سخت غمناک و اندیشهمند بود، چنانکه بهیچ وقت او را چنان ندیده بودم، و می گفت: چه امید ماند؟ و خواجه احمد حسن هم برین حال بود و بدیوان ننشست.
و حسنک قریب هفت سال بر دار بماند، چنانکه پایهایش همه فروتراشید و خشک شد، چنانکه اثری نماند تا بدستور فرو گرفتند و دفن کردند، چنانکه کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست. و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور، چنان شنودم که دو سه ماه ازو این حدیث نهان داشتند، چون بشنید، جزعی نکرد، چنانکه زنان کنند، بلکه بگریست بدرد، چنانکه حاضران از درد وی خون گریستند، پس گفت: بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان… ”
افزون بر آنچه آمد، این نویسنده و دبیر چیره دست اطلاعات سودمندی هم از سلسلههای صفاریان، طاهریان و سامانیان به خواننده ارایه میکند. همچنین نام گروهی از شاعران ایرانی و عرب و نزدیک به ۴۵۰ بیت از سرودههای آنها در این اثر بیهقی آمده است.
آرامگاه ابوالفضل بیهقی در شهر غزنیِ افغانستان است.
۲ آبان ۱۴۰۳
- نویسنده : *شهرام گراوندی


















Tuesday, 21 April , 2026