مردمان فهیم جهان عرب نیز می‌دانند که اصالت با حقیقت است، نه با هیاهوی سیاسی. همان‌طور که تاریخ، روایت ساختگی را پس می‌زند، جغرافیا نیز نام‌های جعلی را نمی‌پذیرد. خلیج فارس، با همان صلابت و وقار، در قلب خاورمیانه ایستاده و نامش را با خود دارد.

خلیج فارس (Persian Gulf) یکی از مهم‌ترین و تاریخی‌ترین آب‌های بین‌المللی جهان است که در جنوب غربی آسیا واقع شده و بین ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد. در سال‌های اخیر، استفاده از اصطلاح “خلیج عربی” به جای “خلیج فارس” در برخی منابع و رسانه‌ها افزایش یافته است. تاریخچه نام “خلیج فارس” به دوران باستان برمی‌گردد و در متون تاریخی، جغرافیایی و نقشه‌های قدیمی به‌طور مکرر ذکر شده است. کاربرد عنوان خلیج فارس بیش از ۲۵۰۰ سال سابقه ی مستند و قابل اثبات دارد.
به عنوان مثال، در کتاب “جغرافیای تاریخی” اثر بطلمیوس (Ptolemy) که در قرن دوم میلادی نوشته شده، نام “خلیج فارس” به‌وضوح آمده است. همچنین، در متون اسلامی و تاریخی مانند “تاریخ طبری” و “نظام الملک” نیز به این نام اشاره شده است.
خلیج فارس به‌طور طبیعی مرز آبی ایران و عربستان سعودی است و اصطلاح “خلیج فارس” به‌طور دقیق‌تری موقعیت جغرافیایی این منطقه را توصیف می‌کند. منابع جغرافیایی معتبر، مانند “National Geographic” و “Encyclopaedia Britannica”، به‌طور مستمر از نام “خلیج فارس” استفاده کرده‌اند.
در سال ۱۹۷۱، سازمان ملل متحد و دیگر نهادهای بین‌المللی، از نام “خلیج فارس” در اسناد رسمی خود استفاده کرده‌اند. به عنوان مثال، در اسناد مربوط به کنفرانس‌های بین‌المللی، این نام به‌طور رسمی ثبت شده است. گزارش گروه کارشناسان سازمان ملل متحد در زمینه ی اعتبارسنجی نام های جغرافیایی در آوریل ۲۰۰۶ نشان می دهد که در زمان امپراتوری هخامنشی ایران، بین سال های ۵۵۹ تا ۳۳۰ قبل از میلاد، نام دریای پارس به طور گسترده در متون مکتوب استفاده می شد که نشان دهنده نفوذ ایران بر این منطقه است.
در آن دوره، هر دو نام فارسی و خلیج فارس در متون آمده است. با این حال، دومی به منطقه ای اشاره داشت که تقریبن معادل دریای سرخ نیز بود.
نقشه های جهان مورخان و جغرافیدانان یونانی هکاتئوس (۴۷۲ تا ۵۰۹ پیش از میلاد) و هرودوت (۴۲۵-۴۸۴ پیش از میلاد) هر دو از دریای سرخ به عنوان خلیج فارس یاد می کردند.
پس از آن چندین جغرافیدان یونانی و رومی، از جمله بطلمیوس در قرن دوم، به خلیج فارس یا دریای ایران اشاره کردند.
کارشناسان سازمان ملل بیش از ۳۰ کتاب ِ جغرافیدانان، محققان و دانشمندان مسلمان را تجزیه و تحلیل کردند که همگی به خلیج فارس یا دریای فارس اشاره دارند. از جمله آثار ابن خردادبه، اصطخری، طبری، محمد بن عمر و ده ها تن دیگر است.

در مقالات منتشر شده در مجلات معتبر مانند “Journal of Geography” و “Middle Eastern Studies”، پژوهشگران بر روی تاریخ و اصالت نام “خلیج فارس” تأکید کرده‌اند و به دلایل تاریخی و جغرافیایی این نام پرداخته‌اند. به عنوان نمونه، مقاله‌ای در “Journal of Historical Geography” به بررسی تأثیرات سیاسی و اجتماعی تغییر نام‌ها پرداخته است.

دلایل رد اصطلاح “خلیج عربی”
خلیج عربی از بنیاد، تاریخچه ای متناقض دارد. اصطلاح “خلیج عربی” در حقیقت یک اصطلاح جدید است که در قرن بیستم و به‌ویژه پس از استقلال کشورهای عربی در منطقه، به‌طور غیررسمی و با اهداف سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است. این امر به هیچ وجه با تاریخچه طولانی نام “خلیج فارس” همخوانی ندارد.
استفاده از اصطلاح “خلیج عربی” به‌طور عمده در پی سیاست‌های ملی‌گرایانه عربی و تلاش برای تغییر روایت تاریخ توسط برخی کشورهای عربی صورت می‌گیرد. این موضوع در مقالات و تحلیل‌های سیاسی، مانند گزارش‌های “Foreign Affairs” و “Middle East Policy”, آشکارا مورد بررسی قرار گرفته است.
بحث بر سر عنوان «خلیج عربی» بیش از آن‌که دغدغه‌ای جغرافیایی باشد، پروژه‌ای سیاسی‌ست. پروژه‌ای که با هدف جعل تاریخ و دست‌کاری در حافظه‌ جمعی ملت‌ها طراحی شده و در ظاهر، بازی با واژه‌ها به نظر می‌رسد، اما در حقیقت، حمله‌ای‌ست به هویت یک تمدن دیرینه.
نقشه‌نگاران در دوره‌ اسلامی نیز اصطلاح «بحر فارس» را به کار می برند. در آثار بزرگان جغرافیا چون ابن‌حوقل، مسعودی، مقدسی و اصطخری آشکارا از فارس بودن این آبراه و خلیج یاد می شود.
در دوران مدرن (از قرن ۱۵ به بعد) نقشه‌های اروپایی تقریباً همه از واژه‌ی Persian Gulf استفاده کرده‌اند.
حتی نقشه‌های اروپایی سده‌های میانه و مدرن، از جمله نقشه‌های مارتین والدسمیلر (۱۵۰۷)، جیراردوس مرکاتور (۱۵۶۹) و ویلم بلاو (۱۶۳۵) همگی نام این آبراه را «Persian Gulf» ثبت کرده‌اند. این نام‌گذاری در معاهدات بین‌المللی نیز رسمیت دارد. برای نمونه، در قرارداد الجزایر میان ایران و عراق (۱۹۷۵) و نیز در مکاتبات رسمی دولت‌های عربی پیش از دهه‌ ۱۹۶۰، همین نام به‌کار رفته است.
مطرح شدن واژه‌ جعلی «خلیج عربی» به دوران ناصریسم و گسترش ناسیونالیسم عربی باز می‌گردد. جمال عبدالناصر در راستای تقابل سیاسی با ایرانِ آن روزگار، تلاش کرد تا از ظرفیت‌های زبانی برای تحریف تاریخی استفاده کند. این روند بعدها توسط صدام حسین نیز پیگیری شد و به شکل جنگ تبلیغاتی گسترده‌ای علیه نام رسمی و تاریخی خلیج فارس درآمد.
سازمان ملل متحد در بیانیه‌ شماره‌ AD311/1 مورخ دوم مارس ۱۹۷۱، بار دیگر استفاده‌ رسمی از عبارت «Persian Gulf» را تأیید کرد و از همه‌ نهادهای زیرمجموعه‌ خود خواست تا تنها از این نام استفاده کنند. همچنین، در بیانیه‌های کمیسیون تخصصی سازمان ملل در امور جغرافیایی نیز بارها بر «خلیج فارس» به عنوان تنها نام تاریخی این آبراه تأکید شده است.
این نام، صرفن یک برچسب جغرافیایی نیست. خلیج فارس بخشی از حافظه‌ فرهنگی، تاریخی و تمدنی ایرانیان است. نامی که در قلب شعرهای فارسی، اسناد تاریخی، و نقشه‌های جغرافیایی مانده است. نامی که حذف آن، نه‌تنها بی‌احترامی به یک ملت، بلکه تحریف آگاهانه‌ تاریخ جهانی‌ست.
مردمان فهیم جهان عرب نیز می‌دانند که اصالت با حقیقت است، نه با هیاهوی سیاسی. همان‌طور که تاریخ، روایت ساختگی را پس می‌زند، جغرافیا نیز نام‌های جعلی را نمی‌پذیرد. خلیج فارس، با همان صلابت و وقار، در قلب خاورمیانه ایستاده و نامش را با خود دارد.
تمام منابع تاریخی معتبر، از یونان باستان گرفته تا دوره‌ اسلامی و پس از آن، از این پهنه‌ آبی به عنوان «خلیج فارس» یاد کرده‌اند. بطلمیوس (قرن دوم میلادی): در اثر جغرافیایی خود از «Sinus Persicus» نام می‌برد که به معنی خلیج فارس است.
پس از گسترش اسلام در قرن هفتم، بسیاری از جوامع عرب زبان از سواحل دریای سرخ به مناطق اطراف فلات ایران نقل مکان کردند.
جغرافیدانان عرب با ورود به دنیای فارس، همچنان به خلیج فارس اشاره می کردند.
در دوران طلایی اسلامی، دانشمندانی مانند مسعودی و ابن خلدون به زبان عربی به خلیج فارس (خلیج فارس) اشاره می کردند، در حالی که اصطخری و مقدسی از بحر فارس (دریای فارس) استفاده می کردند.
بسیاری از کشورهای غربی و رسانه‌های معتبر، از جمله “The New York Times” و “The Guardian”، بر استفاده از نام “خلیج فارس” تأکید کرده‌اند و این موضوع به‌عنوان یک مساله ی فرهنگی و تاریخی مشترک در امور سیاسی بین المللی در نظر گرفته شده است.
در قرن شانزدهم، پرتغال برای مدت کوتاهی جزیره هرمز در خلیج فارس را تصرف کرد.
در آن زمان، نقشه ها و نامه های پرتغالی ارجاعاتی به Mare de Persia، Persico Sinus، mar Persiano، Persischer Golf و سایر تکرارهایی را نشان می دهد که به ایران اشاره می کنند.
گروه کاری سازمان ملل دریافت که در مجموع ۶,۰۰۰ نقشه تاریخی مربوط به سال ۱۸۹۰، تنها تعداد انگشت شماری از آنها از بدنه آبی به عنوان خلیج بصره، خلیج قطیف یا خلیج فارس یاد می کنند. دو نام اول به ترتیب به شهر بزرگ عراق و استان شرقی در عربستان سعودی امروزی اشاره دارد.
کارشناسان نوشتند: بدیهی است که استفاده تبلیغاتی اعراب از سه نقشه فوق الذکر که هویت و اصالت آنها مشخص نیست، در مقایسه با ۶۰۰۰ نقشه و بیش از ۲۰۰ کتاب تاریخی و گردشگری از ایراستوس تا هرودوت تا اصطخری و ابن هوقل که همگی بدنه آبی خلیج فارس نامیده اند، فاقد هر ارزشی خواهد بود.»
در قرن های ۱۸ و ۱۹، زمانی که بریتانیا نفوذ و تسلط جهانی خود را در اطراف اقیانوس هند گسترش داد، به طور گسترده ای به دریای فارس نیز اشاره کرد.
کارشناسان سازمان ملل حداقل ۱۶ نقشه رسمی بریتانیا را از دوره ای که از این اصطلاح استفاده می کرد پیدا کردند.
بریتانیا در اواخر دهه ۱۸۳۰ سعی کرد کنترل آب را به دست بگیرد. در نتیجه، در سال ۱۸۴۰، تایمز ژورنال لندن از خلیج فارس به عنوان “دریای بریتانیا” یاد کرد – نامی که هرگز مورد توجه قرار نگرفت.
پس از ملی شدن شرکت نفت انگلیس و پرشین متعلق به بریتانیا در سال ۱۹۵۰، روابط بین ایران و بریتانیا به سرعت رو به وخامت گذاشت.
در این زمینه بود که منابع بریتانیایی شروع به تغییر نام خلیج فارس کردند.
چارلز بلگریو، یک مقام بریتانیایی با تمرکز بر منطقه خلیج فارس، کتابی را در سال ۱۹۵۵ منتشر کرد که برای اولین بار به «خلیج فارس» اشاره می کرد.
در دهه ۱۹۶۰، ایران و مصر بر سر حمایت شاه ایران از اسرائیل با هم اختلاف پیدا کردند، در حالی که احساسات ناسیونالیستی پان عرب و عرب در بخش های بزرگی از منطقه گسترش یافت.
در این زمینه، نام خلیج فارس به طور فزاینده ای در محافل عربی مورد توجه قرار گرفت.
پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ و واگرایی فزاینده بین ایران و همسایگانش در سراسر خلیج فارس، تنش بر سر این نام تشدید شد.
از آغاز هزاره، ایران به شدت در برابر هر گونه تلاش برای استفاده از نام های جایگزین مبارزه کرده است.
در سال ۲۰۰۴، نشنال جئوگرافیک پس از چاپ کلمه «خلیج عربی» در پرانتز زیر خلیج فارس، واکنش شدید ایران را برانگیخت. فعالیت این مجله و حضور روزنامه نگاران آن نیز پس از این رخداد، ممنوع؛ و اخراج شدند.
پیامدهای این تنش دو طرفه بود. در سال ۲۰۱۰، بازی های همبستگی اسلامی، که توسط عربستان سعودی برگزار می شد اما قرار بود در ایران برگزار شود، لغو شد؛ زیرا لوگوها و مدال ها قرار بود نام «خلیج فارس» را داشته باشند.
در همان سال، ایران هشدار داد که هر شرکت هواپیمایی خارجی که از اصطلاح خلیج فارس استفاده نکند، اجازه استفاده از حریم هوایی ایران را نخواهد داشت.
این اقدام به دنبال حادثه ای رخ داد که طی آن یک مهماندار یونانی پس از بروز اختلاف با مسافران بر سر استفاده او از خلیج فارس از ایران اخراج شد.
در سال ۲۰۱۲، Google Maps تصمیم گرفت به طور کلی از نامگذاری خلیج فارس خودداری کند و نام آن را خالی بگذارد. ایران تهدید کرد که گوگل را به خاطر این اقدام شکایت خواهد کرد. این روزها شاهدیم که Google Maps هم از خلیج فارس و هم از خلیج فارس استفاده می کند.
برای تأکید بر اهمیت این موضوع، ایران روز ملی خلیج فارس را تعیین کرده است که در ۱۰ اردیبهشت هر سال برگزار می شود و شامل مراسمی با محوریت شهرهای ساحلی است.
این تاریخ به این دلیل انتخاب شد که سالگرد زمانی است که عباس کبیر، پنجمین شاه صفوی، پرتغالی ها را در سال ۱۶۲۲ از تنگه هرمز بیرون راند.

در نهایت، نام “خلیج فارس” نه تنها یک اصطلاح جغرافیایی، بلکه نمادی از تاریخ و فرهنگ غنی منطقه است. تلاش برای تغییر این نام نه تنها نادرست بلکه غیرقابل قبول است. بر اساس شواهد تاریخی، جغرافیایی و سیاسی، استفاده از نام “خلیج فارس” باید ادامه یابد و به‌عنوان یک واقعیت فرهنگی و تاریخی مورد احترام قرار گیرد.
منابع بسیاری وجود دارد که بر اصالت عنوان “خلیج فارس” تاکید فراوان دارد. برخی از منابع در دسترس را می توانید با وارد کردن این تیترها در گوگل به دست بیاورید:
Ptolemy, Claudius. Geographia. (Second Century CE).
Britannica, Encyclopaedia. “Persian Gulf.”
National Geographic Society. “Persian Gulf.”
“The Historical and Political Context of Naming the Persian Gulf.” Journal of Historical Geography.
“The Politics of Naming: Persian Gulf vs. Arabian Gulf.” Middle Eastern Studies.
“Middle East Policy.” Various articles on regional geopolitics.
“The New York Times.” Articles referencing the Persian Gulf.
“The Guardian.” Coverage on the naming controversy.

 

 

  • نویسنده : *شهرام گراوندی