ما در ایران شیفته چرخه، شوکه شدن، جوک ساختن و فراموش کردن ماجرا شد ه ایم. این روزها همه در حال صحبت درخصوص فولادمبارکه هستند و گزارشی که درباره این شرکت از سوی مجلس منتشرشده است، اما این گزارش های در نهایت چه تاثیری بر شفافیت اقتصاد ایران خواهد گذاشت؟ اقتصادی که با تحریم ها […]

 ما در ایران شیفته چرخه، شوکه شدن، جوک ساختن و فراموش کردن ماجرا شد ه ایم. این روزها همه در حال صحبت درخصوص فولادمبارکه هستند و گزارشی که درباره این شرکت از سوی مجلس منتشرشده است، اما این گزارش های در نهایت چه تاثیری بر شفافیت اقتصاد ایران خواهد گذاشت؟ اقتصادی که با تحریم ها غیرشفاف تر هم شده و شاخص ادراک فساد در آن به ۱۵۰ جهانی رسیده است.

در این رابطه یاد اولین درس فساد در حسابرسی افتادم که در انگلستان و بسیاری از کشورها تدریس می شود؛ پرونده شرکت انرون. شرکت انرون(Enron) یک شرکت بزرگ آمریکایی در حوزه برق و انرژی است که شهرت جهانی اش را به واسطه ورشکستگی بزرگی که تجربه کرد، به دست آورده است. ‎اما آنچه به فروپاشی و ورشکستگی شرکت انرون منجر شد، شیوه های خاص حسابداری آن بود. ‎شیوه هایی که به موجب آن، هزینه های خود را کمتر و سودآوری خود را بیشتر از میزان واقعی نشان می داد. با توجه به اینکه سهام انرون در بورس عرضه شده بود و باید حتما حسابرسی شفاف هم انجام می شد، انرون یکی از شرکت های حسابرسی بسیار شناخته شده و معتبر وابسته به خود با نام آرتور اندرسن را مسوول حسابرسی کرد و به این شیوه، ضمن اینکه در ظاهر، همه چیز شفاف بود و گزارش های مالی به نهادهای عمومی و رسانه ها ارائه می شد، دست مدیران انرون برای نمایش سود غیرواقعی و افزایش رغبت سرمایه گذاران به سهم این شرکت باز بود. شرکت انرون، با شیوه خاص حسابداری و حسابرسی خود، به عنوان هفتمین شرکت بزرگ آمریکا شناخته می شد و رابطه بسیار نزدیکی با سیاستمداران آمریکا و بسیاری دیگر از کشورهای جهان داشت.

در سال ۲۰۰۱ با افشای شیوه های غیراخلاقی ارائه صورت های مالی انرون، سهام این شرکت در مدت کوتاهی به ۴ درصد مقدار قبل از افشای خود کاهش پیدا کرد (از ۸۵ دلار به ۳۰ سنت). تبعات سقوط انرون در حدی بود که به محض از بین رفتن قدرت اقتصادی اش، فساد های سیاسی اش نیز آشکار شد و سیاستمداران متعددی به خاطر دریافت رشوه از آن، دچار مشکل شدند. همچنین به علت اینکه بسیاری از مردم آمریکا، مستقیم و غیرمستقیم سهامدار انرون بودند، ورشکستگی انرون یک بحران ملی برای این کشور ایجاد کرد.

این روزها هم پرونده تحقیق و تفحص از فولادمبارکه و عدد بزرگ ۹۲هزار میلیارد تومانی، افکار عمومی را متوجه این شرکت بزرگ بورسی کرده است. آنچه در خروجی این تحقیق و تفحص جالب است، مواردی است که حسابرسان شرکت باید بسیار زودتر آن را اعلام می کردند، چراکه فولادمبارکه شرکتی بورسی است و تحولات آن بر میلیون ها نفر سرمایه گذار اثرگذار است، به همین دلیل ‎نقش حسابرسان مستقل و کارآمد در اینجا دیده می شود اما سیستم حسابرسی ایران نیز همانند بسیاری از حوزه ها با کمبود شایسته سالاری و استقلال حرکت می کند و در نتیجه خروجی آن چنین مواردی می شود. چه خوب است همانند انرون که تحولی عظیم در رویکرد حرفه ای حسابرسی و اخلاق مدیریتی داشت، این اتفاق نیز تبدیل به خاطره نشود و بر اهمیت ساختارهای مستقل حسابرسی و امضای حسابرسان مستقل واقعی تاکید شود.

نکته دیگر پوشش یک طرفه است که انتظار می رود در رابطه با صورت های مالی اجازه دهند حسابرس یک جلسه مطبوعاتی داشته باشد و صحبت هایش را با رسانه ها مطرح کند. مساله دیگر هم نظر حسابرس داخلی و گزارش های این کمیته است که حتما باید در معرض دید قرار بگیرد. نبود حسابرسان بزرگ بین المللی نیز خود مزید بر علت است که شرکت های بزرگ به لحاظ سایز بر حسابرس اشراف دارند تا حسابرس بر آنها و در نهایت اینکه با روش تحقیق و تفحص اخیر بسیاری از شرکت ها دچار چنین خروجی ای خواهند شد.

  • نویسنده : پیمان مولوی (کارشناس اقتصادی)