لازم نیست ادبیات تحلیل گران سیاسی درباره اندیشه اصلاح طلبی و به ویژه مشارکت اصلاح طلبان در مدیریت سیاسی وقدرت رامرور کنیم ؛ تا آگاه شویم که برخی اساسا مدعی عدم لزوم مشارکت اصلاح طلبان درقدرت هستند ؛ ازموضع این گروه اصلاحات باید دربدنه اجتماعی وسطوح پایین پیگیری شود و خواست اصلاحات از درون جامعه […]

لازم نیست ادبیات تحلیل گران سیاسی درباره اندیشه اصلاح طلبی و به ویژه مشارکت اصلاح طلبان در مدیریت سیاسی وقدرت رامرور کنیم ؛ تا آگاه شویم که برخی اساسا مدعی عدم لزوم مشارکت اصلاح طلبان درقدرت هستند ؛ ازموضع این گروه اصلاحات باید دربدنه اجتماعی وسطوح پایین پیگیری شود و خواست اصلاحات از درون جامعه نشات بگیرد . این نوشتار فرصتی برای طرح آرای حامیان این رای واستدلالهای پشتیبان این باور نیست ؛ بلکه نوشته حاضر در پی ارائه شواهدی است که نشان می دهند اصرار بر دنبال کردن اصلاح طلبی ازدرون لایه های زیرین اجتماعی ؛ دعوای دیرهنگامی است واین خواست در درون جامعه ایرانی شکل گرفته و اکنون زمان آن رسیده است که خواسته های اصلاح طلبانه از موضع مدیریت  سیاسی دنبال شوند.
 
گروهی دیگر از جمله بسیاری ازاصلاح طلبان حامی مشارکت درقدرت ؛ این روزها ازموضع سهیم شدن درقدرت برای اصلاح وضع پیش آمده سخن میگویند . این مواضع چنان بیان می شوند گویی که اگر وضع به این صورت نبود اوضاع اقتصادی مناسبتر ؛ اجماع جهانی علیه ایران ضعیف تر ؛ احترام به مواضع کارشناسی بیشتر وشیوه مدیریت اقتصاد بهتر بود ؛ضرورتی برای مشارکت در قدرت وجود نداشت ؛ بازهم خیلی خلاصه دراین نوشتار شواهدی ارائه می کنیم که نشان می دهند خواست تاریخی اصلاح طلبی درایران به وضعیتی رسیده است؛ که مسئله اصلاحات رابه چیزی فراتر ازخواست بهبود اوضاع ا‌قتصادی و بازگرداندان تدبیر کارشناسانه کشانیده است .
 
ایرانیان همواره در چند دهه گذشته به داشتن فرهنگ سیاسی غیر دموکراتیک متهم شده اند ؛ فرهنگ سیاسی همه جهت گیری های ذهنی افراد نسبت به عناصر ضرور موجود درنظام سیاسی یا توزیع کلی جهت گیری شهروندان نسبت به موضاعات سیاسی راشامل می شود.
فرهنگ سیاسی در کل جهت گیری ذهنی مردم نسبت به سازمانها ؛ شخصیت ها ؛ رخدادها، نمادها و فعالیتهای سیاسی  را نشان می دهد .
طبق تعریف دائره المعارف علوم اجتماعی آمریکا ؛ فرهنگ سیاسی مجموعه ای ازنگرشها و عقاید و احساسات است که به فرایند سیاسی نظم ومعنا میدهند ؛ ایده آلهای سیاسی وهنجارهای حکومت را دربرمیگرد ؛ در حوادث عمومی وتجربه خصوصی افراد ریشه دارد .
بنابراین وقتی گفته می شود مردم ایران فرهنگ سیاسی غیر دموکراتیک دارند به این معناست که مردم ایران الگوهای ذهنی نگرشهای سیاسی وتفکراتی درباره مطلوبهای سیاسی دارند که با دموکراسی خواهی غربی قرابتی ندارد ؛ محمود سریع القلم دریکی ازاین نوع نوشته های خود مدعی شده است ؛ توسعه یافتگی چه به معنای اقتصادی چه مفهوم سیاسی آن مستلزم فعالیتهای رقابتی است ؛ فرهنگ سیاسی انباشته شده ایرانی که مبتنی بر بی  اعتمادی ؛ ابهام دربیان ؛ قاعده گریزی ؛ رفتارهای غریزی ؛ احساسات مفرط ؛ فردگرایی منفی ؛ واقعیت گریزی و روش حذف وتخریب در حل اختلافهاست ؛ موانعی جدی وبنیادی پیش روی رقابت جمعی و عقلایی که دشوارترین آن در حوزه سیاست است  قرار می دهد .
سریع القلم براین باوراست که از دوران صفویه به بعد این فرهنگ سیاسی درایران انباشته شده است ؛ وتناقضاتی جدی برای توسعه یافتگی ایران ایجاد کرده است ؛ این گفته وی ادامه اوصافی است که برای فرهنگ سیاسی مردم ایران برشمرده می شود ؛ باور به قهرمان بودن دولتمردان ؛ تسلیم بودن دربرابرقدرت ؛ میل به نظریه توطئه ؛ میل به خشونت ؛ حقیر شدن سیاست وسیاستمداران ؛ فقدان تساهل ومدارا ؛ قانون گریزی؛  وتمرکزگرایی ؛ شرارت وقدرت طلبی فقدان نگاه انتقادی وبرخی اوصاف دیگر ازجمله اوصافی است که درمتون مختلف برای ایرانیان ذکرشده است .
بررسی درستی یا نادرستی این ادعاها کار دشواری است اما درستی تحلیل  آنها که مشارکت اصلاح طلبانه درقدرت. رانفی می کنند وخواستار برآمدن اراده اصلاح طلبی از درون جامعه است؛ منوط به تایید وجود خصیصه های فوق درفرهنگ سیاسی ایرانیان است ؛ اگرچنین خصیصه های درجامعه ایرانی وجود داشته باشد آنگاه می توان به نحوی مدعی شد تازمان محو شدن این خصایص فرهنگی ؛ بختی برای پیروزی اطلاح طلبان درانتخابات پیش جهت ورود به ساختار قدرت وجود ندارد ؛ ودرصورت پیروزی زمینه اجتماعی اندیشه واراده اصلاح طلبی ضعیف است ؛ پس باید تازمان پیدایش ویژگیهای مناسب طرح خواستهای اصلاح طلبانه ؛ ازورود در قدرت اجتناب کرد و حرکت به سمت اصلاح طلبی را ازبیرون ساختار قدرت ودر ساختار اجتماعی وفرهنگی جامعه دنبال نمود.
  • نویسنده : ریاض علی فرحانی