نخل‌های اصیل و کنارهای مقاومِ اهواز، مظلومانه فراموش شدند و جای خود را به گونه‌های مهاجم و ناسازگار چون کنوکارپوس دادند، بسیاری از ظرفیت‌های هویتی و طبیعی این شهر نیز، در غفلت برنامه‌ریزان و مدیران، رو به فراموشی نهاده‌اند.

 

*جناب آقای مهندس امینی
شهردار محترم کلان‌شهر اهواز*

با سلام و تحیت

ابتدا باید عرض کنم، نوشتار پیش‌رو نه از سر تقابل، بلکه برخاسته از دغدغه‌ای صادقانه، دلسوزی مشفقانه و حس مسئولیت اجتماعی نگاشته می‌شود.
امید است این نوشتار، مورد توجه و تأملی، در خور شأن این شهرِ خونگرم قرار گیرد.

شهر ما، اهواز، سال‌هاست که با عقب‌ماندگی‌های تاریخی و زخم‌های انباشته مواجه است.
هر یک از شهردارانی که در این سال‌ها مسئولیت بر عهده داشته‌اند، انصافاً تلاش‌هایی کرده، طرح‌هایی اجرا نموده و یادگارهایی نیز به جا گذاشته‌اند، اما با وجود این اقدامات، ثمره‌ای که شایسته‌ی یک کلان‌شهر و متناسب با اهداف توسعه‌ی پایدار باشد، هنوز به‌دست نیامده است.
در دوره‌ی کنونی نیز، با توجه به اختلافات آشکار میان جنابعالی و شورای محترم شهر، فرصت‌های ترمیم و بازسازی، روز‌به‌روز کم‌رنگ‌تر شده‌اند.

در سال‌های اخیر، آلودگی هوا در اهواز روندی نگران‌کننده یافته و سلامت شهروندان را به‌طور جدی به مخاطره انداخته است.
نارسایی زیرساخت‌های دفع آب‌های سطحی موجب شده که با هر بارندگی، بخش‌های وسیعی از شهر دچار آب‌گرفتگی شدید، اختلال در عبور و مرور و خسارات قابل توجه گردد.
بافت شهری فرسوده، بی‌ثباتی مدیریتی، بحران‌های محیط‌زیستی، و ترافیک قفل‌شده در بسیاری از مسیرهای اصلی، تصویری خسته و ناپایدار از شهر ترسیم کرده‌اند.

کافی است نگاهی به دیوارهای خمیده و فرسوده‌ی عهد عتیق و بافت مرکزی شهر بیندازیم،
جایی که می‌توانست یکی از درخشان‌ترین الگوهای گردشگری کشور باشد، اما اکنون تنها یادآور سال‌ها فرصت‌سوزی و بی‌برنامگی مزمن است.
چنان‌که نخل‌های اصیل و کنارهای مقاومِ اهواز، مظلومانه فراموش شدند و جای خود را به گونه‌های مهاجم و ناسازگار چون کنوکارپوس دادند، بسیاری از ظرفیت‌های هویتی و طبیعی این شهر نیز، در غفلت برنامه‌ریزان و مدیران، رو به فراموشی نهاده‌اند.

رودخانه‌ی کارون، این موهبت طبیعی کم‌نظیر که از دل شهر می‌گذرد، می‌توانست همچون شریانی زنده، محور توسعه‌ی گردشگری، اقتصاد شهری، ورزش‌های آبی، نشاط اجتماعی و بازآفرینی هویت اهوازی باشد،
اما همچنان در حاشیه‌ی نگاه‌های مقطعی و فاقد چشم‌انداز، مغفول مانده است.

اهواز با همه‌ی تنوع اقوام و فرهنگ‌ها، و با پشتوانه‌ای از هنرمندان، ورزشکاران و چهره‌های فرهنگی برجسته، سرمایه‌ای بی‌بدیل برای خلق رویدادهای فرهنگی، توسعه‌ی اقتصاد خلاق و رونق گردشگری است.
با این حال، این سرمایه‌ی اجتماعی و فرهنگی عظیم، هنوز مورد توجه و برنامه‌ریزی هدفمند قرار نگرفته است.

در این میان، مهاجرت خاموش متخصصان، سرمایه‌گذاران و کارآفرینان از اهواز، به واقعیتی تلخ و هشداردهنده تبدیل شده است.
آنان که می‌توانستند موتور توسعه‌ی شهر باشند، امروز یا در استان‌های دیگر مشغول به فعالیت‌اند، یا در سکوت، بار سفر بسته‌اند.

جناب شهردار

جایگاه شما، صرفاً در اداره‌ی کارکنان شهرداری خلاصه نمی‌شود.
عملکرد مدیریت شهری در سال‌های اخیر، نه‌تنها مسیر سرمایه‌گذاری را هموار نکرده، بلکه با ایجاد موانع اداری، هزینه‌های پیش‌بینی‌ناپذیر و فرآیندهای زمان‌بر، عرصه را برای سازندگان و سرمایه‌گذاران، به‌شدت تنگ و دشوار ساخته است.
انبوهی از فعالان این حوزه، در پی همین رویه‌ها و ساختارهای کند و پیچیده، عطای شهر را به لقایش بخشیده‌اند، و عرصه‌ی ساخت‌وساز و سرمایه‌گذاری که می‌توانست موتور محرک اقتصاد شهری باشد، به رکود کشیده شده است.
این، نه ناشی از کم‌کاری بخش خصوصی، بلکه نتیجه‌ی انسداد در رویکردهای جاری مدیریت شهری است.

آنچه امروز بیش از همه از دست رفته، اعتماد عمومی به شهردار است، و آنچه بیش
از هر زمان ضروری است، بازسازی این اعتماد، با شفافیت، اقدام، شجاعت و گشودگی، فارغ از منافع فردی و جناحی.

جناب شهردار

شما مکرراً مدیران زیرمجموعه را تغییر داده‌اید، شاید به امید آن‌که نفر بعدی گرهی از کار بگشاید.
از همین‌رو، شاید اکنون زمان آن فرارسیده باشد که خود نیز به این پرسش بیندیشید:
آیا جابه‌جایی در رأس مدیریت شهری، گرهی از کار شهروندان نخواهد گشود؟

امروز پرسش اصلی این نیست که <<شما بمانید یا بروید>>، بلکه این است که آیا بودن یا نبودن شما، تغییری در کیفیت زندگی مردم ایجاد می‌کند یا نه؟

اگر حضور شما همراه با اقدام مؤثر، شفافیت، شجاعت و بازسازی اعتماد عمومی باشد، بمانید و بجنگید.

اما اگر ادامه‌ی مسیر، تداوم تنش، اخلال در امور شهر، تشدید اختلافات در شورای محترم شهر و فرسایش سرمایه‌ی اجتماعی را در پی داشته باشد،
آنگاه با بزرگواری، تصمیمی بگیرید که ماندگاری‌اش، بیش از ماندنش باشد.

و اگر در نهایت، تصمیم به ترک این منصب گرفتید، دعای خیر و آرزوی سلامتی، موفقیت و توفیق روزافزون در مسیر پیشِ‌رو، همواره همراه شما خواهد بود.

  • نویسنده : محسن ذیحجه زاده.