رسانه‌ها مسوولیت بازتاب حقیقت و پرهیز از انحراف مفاهیم را به دوش دارند. برخی عبارات ساختگی و فاقد وجاهت قانونی، در گوشه‌وکنار رسانه‌ها یا شعارهای محلی به‌چشم می‌خورند و آرام آرام مثل یک چوبی که یک گوشه انداخته ایم و رطوبت و خاک مناسب باعث می شود ریشه و جوانه بزند، برای خودش هویتی مستقل پیدا می کند. صرفنظر از اینکه روزی درخت یا گلبوته شود یا اینکه رهگذری هم پیدا شود و با تی پا زیرش بزند و نابودش کند!

زبان فقط ابزار بیان نیست؛ زبان، سازنده‌ی واقعیت اجتماعی است. واژه‌ها، معنا تولید می‌کنند. وقتی یک رسانه، یا یک فعال سیاسی‌ یا جریان اجتماعی، واژه‌ای را ابداع و تکرار می‌کند که در ساختار رسمی جایگاهی ندارد، در حال شکل دادن به یک «واقعیت موازی» است!
واقعیت موازی (Parallel Reality)، مفهومی است که در جامعه‌شناسی سیاسی و علوم سیاسی به وضعیت یا فرایندی اطلاق می‌شود که در آن، گروه‌ها یا جریان‌هایی—به‌ویژه در بستر رسانه، سیاست یا هویت‌های قومی و فرهنگی—با ابزار زبان، نمادها، روایت‌سازی و واژه‌پردازی، دست به بازتعریف ساختارها، مفاهیم و واقعیات موجود می‌زنند، به‌گونه‌ای که به‌تدریج، یک جهان‌نگری بدیل و غیررسمی در برابر نظم رسمی پدید می‌آید.
کما اینکه در همین رابطه، ژان بودریار می گوید: “واقعیت موازی، حاصلِ عملکرد زبان، رسانه و ایدئولوژی در ساختن نظامی بدیل از مفاهیم، ارزش‌ها، نهادها و حتا تقسیمات جغرافیایی است که اگرچه ممکن است در ابتدا جنبه‌ی نمادین داشته باشد، در بلندمدت می‌تواند ساختارمند شده و به مطالبه‌ی سیاسی یا هویت مستقل بدل شود”.
این واقعیت‌سازی جهت دار یا واقعیت موازی سازی، در کشورهایی با ساختارهای پیچیده‌ی قومی، جغرافیایی، و سیاسی مانند ایران، می‌تواند منجر به شکاف‌های عمیق اجتماعی و حتا امنیتی شود.
مدتی است که اصلاح نوظهوری در ادبیات سیاسی برخی از مسوولان و رسانه های خوزستان به چشم می خورد که تا پیش از این وجود نداشت و معلوم هم نیست چه کسی و در چه تاریخی و به چه منظوری و با کدام هدف کوتاه مدت یا بلندمدتی برای بار نخست این عبارت را به کار برده است!

حوزه ی منگشت!
رسانه‌ها مسوولیت بازتاب حقیقت و پرهیز از انحراف مفاهیم را به دوش دارند. برخی عبارات ساختگی و فاقد وجاهت قانونی، در گوشه‌وکنار رسانه‌ها یا شعارهای محلی به‌چشم می‌خورند و آرام آرام مثل یک چوبی که یک گوشه انداخته ایم و رطوبت و خاک مناسب باعث می شود ریشه و جوانه بزند، برای خودش هویتی مستقل پیدا می کند. صرفنظر از اینکه روزی درخت یا گلبوته شود یا اینکه رهگذری هم پیدا شود و با تی پا زیرش بزند و نابودش کند!
عبارتی مانند “حوزه‌ی منگشت” که ناگهان به جایگزینی برای اصطلاح دقیق و قانونی “حوزه‌ی ایذه و باغملک” بدل شده، از همین منظر قابل واکاوی و دقت نظر و به چالش کشیدن و ضرورت پاسخگویی از سوی مصرف کنندگان این عبارت است!.
این قبیل واژه‌ها، اگرچه در ظاهر بی‌ضررند، اما در بطن خود حامل خطری خاموش‌اند: تولید واقعیت‌های جعلی و موازی که می‌توانند نظم سیاسی و انسجام اجتماعی کشور را در طول زمان سست کنند.

نهاد قانون و تقسیمات رسمی؛ نه سلیقه ی فردی، نه تعصب محلی
قانون تقسیمات کشوری (مصوب ۱۳۶۲ و اصلاحات بعدی) چارچوب دقیق و الزام‌آور تعیین محدوده‌های اداری را مشخص کرده است. به موجب آن، هر واحد تقسیماتی—اعم از بخش، شهرستان یا حوزه‌ی انتخابیه مجلس—باید با تصویب وزارت کشور، هیأت دولت و با تأیید مجلس تعیین شود.
به‌کار بردن عباراتی مانند “حوزه‌ی منگشت” یا “اقلیم زاگرس” در سطح رسانه یا تریبون‌های عمومی، بدون هیچ‌گونه پشتوانه‌ی حقوقی، معادل مداخله در تقسیمات سیاسی کشور و نقض نظم قانونی است ولو توسط استاندار یا نماینده ی مجلس!.

نمونه‌های خطرآفرین در گذشته
“استان زاگرس”: طرح نام این استان خیالی در برخی رسانه‌های محلی غرب کشور، در سال‌های ۹۸ و ۹۹، با واکنش منفی شدید مسوولان وزارت کشور و هشدار کارشناسان امنیتی روبه‌رو شد.
“عربستان ایران”: استفاده از این اصطلاح در برخی کانال‌های تلگرامی و پلتفرم‌های عرب‌زبان خوزستان، به عنوان جایگزین جعلی برای نام رسمی “خوزستان”، واکنشی جدی از سوی نهادهای قضایی در پی داشت. این اصطلاح، مصداق تحریک افکار عمومی و تضعیف وحدت ملی شناخته شد.
“کردستان شرقی”: برخی رسانه‌های برون‌مرزی تلاش کرده‌اند مناطقی از آذربایجان غربی، کرمانشاه و ایلام را ذیل این واژه‌ی جعلی بازتعریف کنند. نخبگان کُرد اما بارها با این تحریف مخالفت کرده‌اند و آن را تهدیدی برای وحدت ایران دانسته‌اند.

بررسی بیشتر ِ واژه‌سازی محلی و مخاطرات هویت‌سازی موازی
از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، گفتمان‌هایی که واژه‌های تازه و غیراصیل می‌سازند تا هویت‌های محلی را برجسته کنند، نه‌تنها در تقابل با گفتمان ملی قرار می‌گیرند، بلکه به‌مرور به “مطالبه‌ی تغییر ساختار” می‌انجامند. این وضعیت، اگرچه در ابتدا با نیت حفظ هویت محلی و فرهنگی شکل می‌گیرد، اما در نبود چارچوب قانونی و عدم دقت رسانه‌ها، می‌تواند به بستر شکل‌گیری خرده‌هویت‌های رادیکال و شکاف‌های گفتمانی مرکز _ پیرامون تبدیل شود.
به تعبیر پیر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، “واژه، وقتی تکرار شود، بدل به ابزار سلطه می‌شود”. بنابراین، رسانه‌ای که از واژه‌ای جعلی استفاده می‌کند، ناخواسته در حال تولید سلطه‌ی زبانیِ خارج از قانون است.
واژه‌سازی‌های غیررسمی، ولو در ظاهر بی‌خطر، می‌تواند بستر تقویت گفتمان‌های گریز از مرکز و در ضدیت با پیوستگی ها و انسجام ملی باشد. رسانه‌ی حرفه‌ای، مسوول تولید و انتشار خبر و تحلیل دقیق است؛ نه خلق استعاره‌های شاعرانه یا واژه‌های احساسی!
اگرچه گاهی جذابیت زبانی یا فشار محلی، خبرنگار یا مدیر رسانه را وسوسه می‌کند که از عباراتی مانند “منگشت” استفاده کند، اما باید دانست که:
– هیچ نهاد رسمی و واقعی به‌نام حوزه‌ی منگشت وجود ندارد؛
– هیچ سند رسمی آن را به عنوان حوزه‌ی سیاسی تأیید نکرده است؛
– و استفاده از آن مصداق تحریف واقعیت، جعل هویت سیاسی و تضعیف انسجام ملی است.
رسانه، مدرسه‌ی زبان عمومی است. رسانه‌ها نمی‌توانند بی‌محابا به تولید اصطلاحاتی بپردازند که در قانون تقسیمات کشوری مصوب نیستند. اگر رسانه‌ای واژه‌ی حوزه‌ی منگشت را به‌کار ببرد، در حال:
– القای یک تقسیم‌بندی سیاسی جدید است،
– به‌نوعی از مطالبه‌گری محلی نهادینه‌نشده حمایت می‌کند،
– و فضا را برای تقابل‌های سیاسی، قومی و حتا امنیتی فراهم می‌سازد.
مطابق قانون مطبوعات و آیین‌نامه‌های رسانه‌ای، انتشار مطالب خلاف واقع و تحریک‌کننده‌ی قومی ممنوع است.
و در پایان؛ واژه‌سازی‌های غیررسمی، در بلندمدت ابزار بحران‌سازی‌اند؛
گفتمان‌های محلی، اگر وارد نهاد قانون نشوند، تبدیل به حباب‌های نارضایتی می‌شوند؛ و رسانه، اگر به قانون بی‌اعتنا باشد، خود به بخشی از مساله بدل خواهد شد، نه راه‌حل!
استفاده از اصطلاحات ابداعی و غیررسمی در حوزه‌ی جغرافیای سیاسی، مانند حوزه‌ی منگشت، نه‌تنها خلاف اصول حرفه‌ای رسانه‌نگاری و قوانین جاری کشور است، بلکه در بلندمدت می‌تواند بنیان انسجام ملی را تخریب کند و گفتمان‌های تفرقه‌افکن را تقویت کرده و بسترهای بحران‌سازی محلی، قومی و سیاسی را ایجاد کند.

۱۴خرداد ۱۴۰۴

 

منابع علمی و تحلیلی:
  • Jean Baudrillard, Simulacra and Simulation, 1981
  • Pierre Bourdieu, Language and Symbolic Power, 1991
  • Michael Schudson, The Power of News, 1995
  • مقالات دکتر حسین بشیریه در باب «ایدئولوژی و هویت‌های بدیل در نظم مدرن»
  • فصلنامه «مطالعات راهبردی» (شماره ویژه هویت‌های قومی در ایران، سال ۱۳۹۴)
  • نویسنده : شهرام گراوندی