تعرفههایی که این روزها از سمت چاپخانه های موسوم به رول اعلام می شود، نشانه ی بارزی است از زوال صنعت چاپ و وضعیت رقت باری که بر انتشار روزنامه ها حاکم است. باید بپذیریم که چاپ افست و رول دارد آخرین نفس هایش را می کشد و تا بهبود شرایط اقتصادی و واردات زینک و کاغذ ارزان در حالت خفگی قرار گرفته است.
در این نوشتار به چاپ تاسف بار کتاب و شمارگان ۵۰ و ۱۰۰ تایی کتاب اشاره نمی کنم؛ که آن هم ماجرایی است دیگر و برای خودش داستانی است پر آب چشم!
صنعتی که به مثابه ستون فقرات رسانههای کاغذی ایران بود، امروز در محاصرهی چند بحران همزمان گرفتار آمده؛ بحرانهایی که هر کدام به تنهایی کشندهاند، و در کنار هم، مرگ تدریجی چاپ روزنامه را رقم میزنند.
وقتی از کمبود زینک در چاپخانههای ایران سخن به میان می آید، باید فراتر از خودِ این ورق فلزی نگاه کنیم. زینک، حلقهی اول زنجیرهی تولید روزنامه است. بدون آن، نه لیتوگرافی معنا دارد، نه زینکمستر، نه چاپ افست. هزینهی زینک، مواد ظهور و آمادهسازی دستگاه، هزینههای ثابتی هستند که فقط وقتی توجیهپذیرند که روی شمارگان بالا اعمال شوند. افست در بنیاد، برای شمارگان بزرگ و پایدار ساخته شده است و نه شمارگان ۵۰ تا و ۱۰۰ تایی!
مشکل اینجاست که تأمین زینک در کشور به طور مطلق به واردات وابسته است. تورم، تحریمهای شدید آمریکا، ناامنی مسیرهای دریایی و هوایی و محدودیتهای صادراتی علیه ایران، هر سه، حلقهی این زنجیره را همزمان زیر فشار گذاشتهاند. وقتی هزینهی ورودی مدام بالا میرود و قیمت روی جلد را نمیشود همپای آن بالا برد، چاپ روزنامه صرفهی اقتصادی خود را از دست میدهد.
در حال حاضر قیمت تمام شده ی یک نسخه روزنامه سیاه سفید در قطع کوچک و با ۸ صفحه (که من به این مدل سایز می گویم بچه روزنامه!) ۶۰هزار تومان است! ۵۰ نسخه ۳ میلیون تومان!
گویا در ایران ِ مرزِ پرگهر، همه چیز دست به دست هم داده که صنعت نشر و اصولن چیزی به اسم فرهنگ مکتوب را به زمین گرم بکوبد! همه دست به دست هم دادهاند تا یک کالای صنعتی ساده، به کالایی دستنیافتنی تبدیل شود. نبود زینک در کشور را نباید فقط یک بحران اقتصادی دانست؛ که اگر خوب دقت کنیم، یک مسالهی امنیت رسانهای و امنیت داخلی است!
وقتی کشوری نتواند روزنامهاش را چاپ کند، باید بپرسیم چه کسی این سکوت را طراحی کرده است؟ و چه کسانی با چه نگرشی از فقدان رسانه های مکتوب یا تضعیف رسانه های مکتوب انتفاع می برند؟! و از آن مهم تر، راهکارهای مقابله و ایستایی مقابل این پدیده ی شوم چیست؟!
اما حتا اگر فرض کنیم فردایی بیاید که زینک از راهی، هرچند دشوار (فرض بگیریم از راه قاچاق!) به بنادر ایران برسد، با موضوع تورم چه کار کنیم؟!
در شرایطی که نرخ تورم نقطهبهنقطه، ماهها از مرزهای روانی عبور کرده، هزینههای جاری چاپخانهها از کاغذ گرفته تا دستمزد، از انرژی تا قطعات یدکی ووو به شکلی تصاعدی بالا رفته است. تعرفههای چاپ، حتا اگر هر هفته یکبار بازنگری شوند، باز هم از تورم عقب میمانند! وضعیتی که همه ی ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم و از نزدیک شاهد تنش موجود در صنعت نشر روزنامه هستیم.
در پیامد چنین وضعیتی، متاسفانه راه های جایگزین اندک شمارند. چاپخانهها یا باید با ضرر کار کنند، یا باید شمارگان را پایین بیاورند، یا باید تعطیل شوند. هیچکدام از این سه گزینه، برای آیندهی مطبوعات کاغذی ایران، خبر خوبی نیست. روزنامهای که با شمارگان پایین منتشر شود، نه تبلیغکننده را جذب میکند، نه خواننده را. و روزنامهای که اصلن منتشر نشود، دیگر روزنامه نیست؛ یک آرشیو است؛ که می تواند بصورت نسخه های الکترونیکی (PDF) و یا در حد کپی ۴ و ۵ شماره ای ذخیره شود!
چاپ دیجیتال؛ تنها راه موجود!
در چنین شرایطی، چاپ دیجیتال به عنوان یک گزینهی جایگزین مطرح میشود، و البته درست هم مطرح میشود. دستگاههای دیجیتال امروزی، کیفیتی نزدیک به افست و چه بسا بهتر از افست ارائه میدهند، شمارگان پایین را پوشش می دهند، و مهمتر از همه، وابستگی به زینک و لیتوگرافی را از میان برمیدارند. در این روش، نشریه میتواند بدون ورود به تمام مراحل آمادهسازی چاپ افست، تعداد مورد نیاز خود را چاپ کند و متناسب با تقاضای واقعی بازار، شمارگان را تغییر دهد. این ویژگی برای مطبوعات محلی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بسیاری از آنها با بازارهایی کوچکتر از بازار روزنامههای سراسری روبهرو هستند.
بنابراین میتوان به جای اصرار و پافشاری بر یک الگوی واحد چاپ، و با توجه به تنگناهای اقتصادی و محدودیت ها و مقتضیات امروز کشور، متناسب با شمارگان، تعداد صفحات، میزان استفاده از رنگ و جغرافیای توزیع، و بنابر ضرورتی که صاحبان روزنامه ها و هفته نامه ها تشخیص می دهند، از ترکیبی از چاپ افست و دیجیتال استفاده کرد. مداخله ی وزارت فرهنگ و ارشاد در چنین تصمیمی، جز کاهیدن اجر و موقعیت این وزارتخانه، ثمری در پی ندارد. چنین مداخله ای یک مداخله ی بی مورد و ایجاد تزاحم مطلق است.
اما کسی که چاپ دیجیتال را راهحل کامل بداند، یا با صنعت چاپ آشنا نیست، یا منافعش در جای دیگری است. چاپ دیجیتال در شمارگان بالا، هنوز از افست گرانتر است. سرعتش پایینتر است. کاغذ مخصوص آن، با کاغذ روزنامهای متفاوت است و در بازار ایران، با همان مشکلات وارداتی روبهروست. پس چاپ دیجیتال، یک راهحل نیست؛ و صرفن یک ضرورت امروزین برای عبور از مرحله ی گذار است. یک پل موقت است از یک ساحل به ساحل دیگر. و برای اینکه این پل، زیر پای روزنامهها خراب نشود، باید همزمان از دو طرف ساخته شود. هم از سمت چاپخانهها که باید سرمایهگذاری کنند، هم از سمت سیاستگذار که باید مشوق بگذارد.
درست همین جاست که حرف اصلی به میان میآید. سیاستهای حمایتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزهی مطبوعات، اگر در دههی هشتاد و نود پاسخگو بود، در دههی ۱۴۰۰ دیگر جواب نمیدهد. یارانهی کاغذ، اگر وجود داشته باشد، دیگر کفاف نمیکند. وامهای کمبهره، در شرایط تورم فعلی، عملن بیمعناست. آنچه امروز لازم است، یک بستهی حمایتی چندلایه است که لایههایش به هم وصل باشند.
لایهی اول، تأمین مستقیم مواد اولیه از مسیرهای جایگزین است. این یعنی وزارت ارشاد باید با همکاری فعال بخش خصوصی و نهادهایی که هنوز در تجارت بینالمللی نفس میکشند، مسیرهایی برای واردات زینک، کاغذ، و قطعات یدکی باز کند. مسیرهایی که شاید از جنس مسیرهای سنتی نباشند، اما واقعبینانه و عملیاتی باشند.
آب باریکه هایی مانند ارتباط زمینی با بصره از طریق مرز شلمچه، و با عراق که هنوز به طور کامل با کشورمان قطع ارتباط اقتصادی نکرده؛ برای واردات تجهیزات چاپ، و زینک ووو یکی از این راه حل هاست. تجمیع فرصت ها و توزیع عادلانه ی منابع در سراسر کشور، در بخش ویژه ای در وزارت فرهنگ و ارشاد که رانتیری ها! آلوده اش نکرده باشند؛ یک راه حل ویژه و حیاتی است.
لایهی دوم، گذار تدریجی به مدلهای درآمدی دیجیتال است. این یعنی ایجاد مشوقهای مالیاتی برای روزنامههایی که زودتر این مسیر را انتخاب میکنند. معافیتهای مالیاتی هدفمند، تسهیلات بانکی با نرخ ترجیحی برای خرید تجهیزات دیجیتال، و حمایت از توسعهی پلتفرمهای اشتراک محتوا. چرا وقتی شمارگان واقعی روزنامه ها بسیار پایین تر از شمارگان اعلامی در سامانه جامع رسانه های کشور است، روزنامه تن به چاپ دیجیتال ندهند؟! وقتی میانگین انتشار روزنامه ها و هفته نامه های خوزستان بیشتر از ۱۰۰ نسخه نیست، چه کسی از اعلام ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ و ۵۰۰۰ نسخه در سامانه ی جامع رسانه های کشور از این ناحیه سود می برد؟!
آیا اصرار بر انتشار افست و رول در چنین وضعیتی که میانگین چاپ هر روزنامه و هفته نامه بیشتر از ۵۰ نسخه نیست، جز سوداگری و رانت خواری و ویژه خواری نام دیگری دارد؟!
لایهی سوم، حمایت از توزیع دیجیتال است، نه فقط تولید آن. یعنی چه؟! یعنی یک روزنامه که در سراسر کشور منتشر می شود، حالا که زینک دارد گلویش را می فشارد، و باید به سمت چاپ دیجیتال برود، بتواند بصورت سلولی و شبکه ای در سراسر کشور، محصولش را بصورت دیجیتال منتشر و توزیع کند. و این امر میسر نمی شود مگر با ایجاد فرصت و زیرساخت و حمایت و نظارت ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در کل کشور.
واقعن چه فایده اگر روزنامهای در فضای مجازی منتشر شود، اما شبکهی توزیعش فقط لینکهایی باشد که در گروههای واتس آپی و تلگرامی دستبهدست شود؟ چنین روزنامه ای اصولن چرا باید از مواهب وزارت فرهنگ و ارشاد برخوردار شود و چرا باید آگهی دریافت کند؟!
بنابراین توزیع دیجیتال، برای روزنامه ها و دیگر نشریات کاغذی سراسری نیازمند زیرساخت است؛ زیرساختی که دولت باید در ایجاد آن نقش فعال داشته باشد.
من سالهاست در این صنف نفس میکشم. چاپخانههایی را دیدهام که از سه شیفت کاری به یک شیفت رسیدهاند. روزنامههایی را دیدهام که برخی صفحات شان، صرفن آگهی ثبتی و آگهی ترحیم شده، فقط به خاطر کسب درآمد. و مدیرانی را دیدهام که با چشمهایی خسته، هنوز امیدوارند فردا بهتر از امروز باشد. این یادداشت، نه برای ناامید کردن کسی نوشته شده، نه برای شعار دادن. اگر کسی در وزارت فرهنگ و ارشاد، یا در هیاتمدیرهی خانه مطبوعات، مجرس، انجمن صنفی روزنامه نگاران، صاحبان امتیاز و مدیران مسوول نشریات، یا در مدیران چاپخانه های کشور، این متن را بخواند و فقط یک دقیقه بیشتر به فکر فرو برود، یعنی هدف این نوشته تامین شده است.
موضوع زینک، موضوع کاغذ، موضوع تعرفه ی شناور و بی ثبات، همه نشانههای یک بیماری بزرگترند؛ و این بیماری، بیتوجهی به زیرساخت رسانهای کشور در شرایط بحران است.
باید پذیرفت که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از مدیریت بحران غافل است و در خصوص مدیریت رسانه ها عاجز مانده است. اگر عقلانیت بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حاکم نشود و از درک مقتضیات و وضعیت امروز بیش از این غفلت بورزند و در این رابطه فکری نشود، همه ی روزنامه ها و هفته نامه ها مقاومت را از کف می دهند و نشریه ای وجود نخواهد داشت که فردا چیزی برای چاپ کردن وجود داشته باشد!
*مدیرمسوول هفته نامه پیوند ایرانیان و پایگاه خبری صدای هم وطن
- نویسنده : *شهرام گراوندی

















Wednesday, 14 October , 2026